منابع مقاله: ترجمه الميزان ج ۴ ، علامه سيد محمد حسين طباطبايي (رضوان الله تعالی علیه)
بحث روايتي ديگر (پيرامون ازدواج موقت)
در كافي به سند خود از ابي بصير روايت كرده كه گفت: من از امام ابي جعفر(ع)از مساله متعه پرسيدم، فرمود: بله در قرآن اين مساله نازل شده، و فرموده:"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة" (۱).
و در همان كتاب به سند خود از ابن ابي عمير از شخصي كه نامش فراموش شده، و يا از نسخه افتاده از امام صادق(ع)روايت كرده كه فرمود: آيه اينطور نازل شده بود:" فما استمتعتم به منهن الي اجل مسمي، فاتوهن اجورهن"(از زنان آن كساني كه شما از آنان براي مدتي معين تمتع مي بريد واجب است اجرتشان را بدهيد" (۲).
مؤلف قدس سره: اين قرائت را عياشي نيز از ابي جعفر(ع)نقل كرده، جمهور - يعني علماي اهل سنت - نيز آن را به چند طريق از ابي بن كعب و عبد الله بن عباس روايت كرده اند، كه انشاء الله رواياتش خواهد آمد، و شايد منظور از امثال اين روايات اين باشد كه بفهمانند مراد آيه اين است، نه اينكه بخواهند بفهمانند آيه اينطور نازل شده بوده، و آن چند كلمه از آيه افتاده است.
و در همان كتاب به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت: عبد الله بن عمير ليثي به حضور امام ابي جعفر باقر(ع)آمد، و عرضه داشت: در باره متعه زنان چه مي گوئي؟.
امام فرمود، خداوند هم در كتابش آن را حلال كرده، و هم بر زبان پيغمبرش، پس متعه تا روز قيامت حلال است، عبد الله عرضه داشت: اي ابي جعفر آيا مثل تو كسي چنين فتوا مي دهد، با اينكه عمر آن را حرام كرد و از آن نهي نمود؟.
حضرت فرمود: هر چند كه عمر تحريم كرده باشد، عرضه داشت: من تو را به خدا پناه مي دهم از اينكه حلال كني چيزي را كه عمر آن را حرام كرده.
زراره مي گويد: امام باقر(ع)در جوابش فرمود: خيلي خوب، تو بر عقيده صاحبت باش، من هم به عقيده رسول خدا(ص)باقي مي مانم حال بيا تا با تو بر سر اين مساله ملاعنه و مباهله كنم(يعني بر اين كه قول رسول خدا(ص)حق، و قول صاحب تو عمر باطل است) عبد الله عمير رو به آن حضرت كرد و گفت آيا دوست مي داري زنان و دختران و خواهران و دختر عمه هاي تو متعه شوند؟حضرت وقتي شنيد كه او نام زنان و دختر عموهاي آن جناب را برد روي از او برگردانيد (۳).
و در همان كتاب به سند خود از عبد الرحمان بن ابي عبد الله روايت كرده كه گفت: من از ابو حنيفه شنيدم كه داشت از امام صادق(ع)از مساله متعه سؤال مي كرد، حضرت پرسيد.از كدام متعه مي پرسي - از متعه زنان، و يا متعه حج - عرضه داشت منظورم متعه حج بود، ولي فعلا مرا خبر ده از مساله متعه زنان، آيا اين عمل حق است؟حضرت فرمود: سبحان الله مگر كتاب خدا را نخواندي كه مي فرمايد: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة" عرضه داشت: به خدا سوگند مثل اينكه اين آيه اي است كه تاكنون آنرا نخوانده ام (۴).
و در تفسير عياشي از محمد بن مسلم از امام باقر(ع)روايت كرده كه فرمود:جابر بن عبد الله از سيره رسول خدا(ص)سخن مي گفت: از آن جمله گفت: من و يارانم با رسول خدا(ص)به جنگ مي رفتيم، رسول خدا(ص) عمل متعه را برايمان حلال كرد، و تا زنده بود حرامش نكرد، و علي(ع)بارها مي فرمود: اگر پسر خطاب يعني عمر قبل از من خلافت را به دست نمي گرفت، و از دست من نمي ربود، احدي جز شقي مرتكب زنا نمي شد(در نسخه اي ديگر به جاي شقي كلمه اشقي - يعني شقي ترين مردم - آمده)، و ابن عباس در تفسير آيه: "فما استمتعتم به منهن الي اجل مسمي فاتوهن اجورهن فريضة"مي گفت: اين مردم يعني دستگاه خلافت - به اين آيه كفر ورزيدند، ولي رسول خدا(ص)آن را حلال كرد، و تا زنده بود تحريمش نفرمود (۵).
و در همان كتاب است كه ابي بصير از امام باقر(ع)نقل كرد كه در باب متعه و در معناي آيه شريفه: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة"فرمود: يعني اگر مدت متعه سر آمد، مي تواني تو پيشنهاد تمديد مدت دهي، و او نيز مي تواند مدت را بيشتر كند، در صورتي كه زن راضي باشد، مرد مي گويد: "استحللتك باجل آخر - يعني ترا حلال مي كنم براي مدتي ديگر"كه در اين صورت اين زن براي غير تو حلال نيست، تا آنكه عده اش سر آيد، و عده زن متعه دو حيض است (۶).
و از شيباني روايت كرده كه گفت امام باقر و امام صادق(عليهما السلام)در تفسير جمله: "و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة"، فرموده اند: تراضي به اين است كه مرد اجرت زن را زياد كند و زن مدت عقد را (۷).
مؤلف قدس سره: روايات در باره مطالب گذشته به طور تواتر و حداقل به طور استفاضه از ائمه اهل بيت(عليهم السلام)رسيده، و آنچه ما نقل كرديم نمونه اي از آنها بود، و اگر كسي بخواهد به همه آنها آگاه شود، بايد به جوامع حديث - از قبيل: كافي و من لا يحضره الفقيه و استبصار و تهذيب و امثال آن - مراجعه نمايد.
دنباله مقاله در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
حضرت رضا عليه السّلام فرمود: ازدواج موقّت براى كسى كه آن را بشناسد حلال است، و براى كسى كه آن را نفهمد حرام است.
من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، باب ازدواج موقّت ج۵، ص: ۱۱۴-۱۳۰
محمّد بن فيض گويد: از امام صادق عليه السّلام در مورد «متعه» پرسيدم. فرمود:
اشكالى ندارد اگر آن زن شناختى از ولايت ائمّه عليهم السّلام داشته باشد.
گفتم:فدايت شوم اگر شناختى نداشت چطور؟
فرمود: مسأله (ولايت يا متعه) را بطور واضح بر او عرضه بدار اگر پذيرفت پس با او ازدواج كن و اگر به گفته تو راضى نشد با او كارى نداشته باش، و بر حذر باشيد از «كواشف، و دواعي و بغايا، و ذوات الأزواج»
عرض كردم: «كواشف» كدامند؟
فرمود: زنهاى رسوائى كه خانههايشان را مىدانند و براى زنا به نزد آنها مىروند.
گفتم: «دواعي» چه كسانيند؟
فرمود: زنهائى هستند كه مردان را بخود فرا مىخوانند و به فساد معروفهاند. عرضه داشتم: پس «بغايا» چه كسانى هستند؟
فرمود: فاحشههاى معروفه به زنادادن. پرسيدم: «ذوات الأزواج» كيانند؟ فرمود: زنانى كه بر غير شريعت مقدّس طلاق داده شدهاند.
معاني الأخبار-ترجمه محمدى، ج۲، ص: ۶۵
عن أبي جعفر عليه السلام: إنّ النبيّ صلى اللَّه عليه و آله قال: لمّا سري بي إلى السماء لحقني جبرئيل فقال: يا محمّد، إنّ اللَّه تعالى يقول: إنّي قد غفرت للمتمتّعين من امّتك من النساء.
از ابو جعفر عليه السلام روايت شده كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: در شب معراج وقتى به آسمانها حركت مىكردم، جبرئيل بر من نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مىگويد و مىفرمايد: من زنانى را كه متعه مىشوند و از امت تو هستند، بخشيدهام.
الجواهر السنية-كليات حديث قدسى، ص: ۲۹۱
صادق عليه السلام راجع به (متعه) سؤال كردم، آن حضرت فرمود: من دوست ندارم مسلمانى بميرد، در حالى كه به سنتى از سنن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عمل نكرده باشد.
سنن النبى صلى الله عليه و آله با ترجمه، ترجمهفارسى، ص: ۱۵۱
ازدواج موقت از نگاه استاد شهید، مرتضى مطهری (ره)
زندگى امروز و ازدواج موقت
چنانكه قبلا دانستیم ازدواج دائم مسؤولیت و تكلیف بیشترى براى زوجین تولید مىكند. به همین دلیل پسر یا دخترى را نمىتوان یافت كه از اول بلوغ طبیعى كه تحت فشار غریزه قرار مىگیرد آماده ازدواج دائم باشد. خاصیت عصر جدید این است كه فاصله بلوغ طبیعى را با بلوغ اجتماعى و قدرت تشكیل عائله زیادتر كرده است. اگر در دوران ساده قدیم یك پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعى از عهده شغلى كه تا آخر عمر به عهده او گذاشته مىشد برمىآمد، در دوران جدید ابدا امكان پذیر نیست. یك پسر موفق در دوران تحصیل كه دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان آخر سال و یا در كنكور دانشگاه گذرانده باشد، در 25 سالگى فارغ التحصیل مىگردد و از این به بعد مىتواند درآمدى داشته باشد. قطعا سه چهار سال هم طول مىكشد تا بتواند سر و سامان مختصرى براى خود تهیه كند و آماده ازدواج دائم گردد.همچنین استیك دختر موفق كه دوران تحصیل را مىخواهد طى كند.
جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسى
شما اگر امروز یك پسر محصل هجده ساله را كه شور جنسى او به اوج خود رسیده است تكلیف به ازدواج بكنید، به شما مىخندند. همچنین استیك دختر محصل شانزده ساله. عملا ممكن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسؤولیتیك زندگى را - كه وظایف زیادى براى آنها نسبت به یكدیگر و نسبت به فرزندان آیندهشان ایجاد مىكند- بپذیرند.
رهبانیت موقت یا كمونیسم جنسى یا ازدواج موقت ؟
از شما مىپرسم:آیا با این حال، با طبیعت و غریزه چه رفتارى بكنیم؟ آیا بیعتحاضر است به خاطر اینكه وضع زندگى ما در دنیاى امروز اجازه نمىدهدكه در سنین شانزده سالگى و هجده سالگى ازدواج كنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشدهایم غریزه جنسى از سر ما دستبردارد؟ آیا جوانان حاضرند یك دوره «رهبانیت موقت» را طى كنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانى كه امكانات ازدواج دائم پیدا شود؟ فرضا جوانى حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد، آیا طبیعتحاضر است از ایجاد عوارض روانى سهمگین و خطرناكى كه در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسى پیدا مىشود و روانكاوى امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر كند؟ دو راه بیشتر باقى نمىماند: یا اینكه جوانان را به حال خود رها كنیم و به روى خود نیاوریم; به یك پسر اجازه دهیم از صدها دختر كام برگیرد، و به یك دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین كند، یعنى عملا كمونیسم جنسى را بپذیریم; و چون به پسر و دختر «متساویا» اجازه دادهایم، روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد كردهایم، زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیارى از كوتهفكران این است كه زن و مرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط كنند دوش به دوش یكدیگر و بازو به بازوى هم و بالاخره «متساویا» سقوط كنند. آیا اینچنین پسران و دخترانى با چنین روابط فراوان و بیحدى در دوران تحصیل، پس از ازدواج دائم مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟ راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود مىكند كه در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهى است كه محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتى كه هر زنى به مرد معینى اختصاص پیدا كند قهرا هر مردى هم به زن معینى اختصاص پیدا مىكند، مگر آنكه از یك طرف عدد بیشترى باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را مىگذرانند بدون آنكه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل كرده باشند و بدون آنكه در ورطه كمونیسم جنسى افتاده باشند.
سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
ازدواج موقت و مساله حرمسرا
آیا تشریع ازدواج موقت براى تامین هوسرانى است؟
ادامه مطلب
حرمسرا در دنیاى امروز
منع خلیفه دوم (لعنت الله علیه) از ازدواج موقت
حدیثى از حضرت امیرالمومنین على (علیه السلام)
ادامه مطلب
